راهکارهای بهبود ارتباط با نوجوانان (قسمت اول)

 

راهکارهای ارتباط با نوجوانان

بازدارنده‌‌ها

بی اعتبار کردن احساسات

نصیحت کردن

برچسب "غیرقابل قبول" به احساسات

انکار اهمیت موقعیت

کوچک شمردن مسئله در افقی وسیع‌تر

واکنش بیش از حد

حرف زدن بیشتر از گوش دادن

تطبیق ندادن احساسات

 

ارسال مداوم پیام‌های منفی

سازنده‌‌های ارتباط

گوش دادن به سخن نوجوان

فراهم کردن فرصت‌هایی برای صحبت کرن

صحبت راجع به موضوعات مورد علاقه

پرسیدن سوالات کنجکاوانه نه مچ‌گیرانه

عدم نشان دادن واکنش هنگام عصبانیت

 

رابطه نوجوان و بزرگ‌سال

بسیاری از پدر و مادرها یا معلمان، ‌از اینکه فرزند نوجوانشان با آن‌ها حرف نمی‌زند و آن‌ها را به دنیای خودش راه نمی‌دهد،‌ احساس ناکامی و اندوه می‌کنند. برای این مشکل علل و عوامل زیادی وجود دارد که بسیاری از آن‌ها طبیعی و جزئی از فرایند رشد است و لذا بزرگ‌سالان تسلط کمی بر آن دارند. اول از همه ، نوجوان نیاز به ایجاد فاصله‌ای بین خود و دیگران، به خصوص والدین خود دارد. این اتفاق کاملاً طبیعی و بخشی از فرایند ایجاد هویت در بزرگ‌سالی در نوجوان است. ثانیاً موضوعاتی وجود دارد که هیچ نوجوانی نمی‌خواهد درباره آن‌ها با بزرگ‌سالان علی‌الخصوص والدینش صحبت کند.

به هر حال علی‌رغم این موانع طبیعی که در ارتباط نوجوانان با بزرگ‌سالان موجود است موانع دیگری نیز وجود دارد که بزرگ‌سالان اغلب بدون اینکه بدانند خودشان ایجاد می‌کنند، که درنتیجه نوجوان را از تلاش برای صحبت کردن با آن‌ها درباره بسیاری از موضوعات باز می‌دارد یا دلسرد می‌کند.

حفظ رابطه بزرگ‌سال و نوجوان بسیار ضروری است و این ضرورت وقتی بیشتر به چشم می‌آید که بدانیم نوجوانان،‌ علی‌رغم اظهار بی‌میلی به داشتن رابطه با بزرگ‌سالان، به شدت به این رابطه نیاز دارندو قلباً دوست ندارند بزرگ‌ترها دست از کمک به آن‌ها بر دارند.

پس قدم اول برای عبور از ناکامی و چشیدن طعم شیرین یک رابطه سالم، شناختن عوامل بازدارنده یا سازنده ارتباط است. در قسمت‌های بعدی به توضیح بیشتر این عوامل می‌پردازیم.

 
قسمت‌دوم

** بازدارنده ها **

بیشتر ما می‌خواهیم برای نوجوانان حمایت، راحتی و دلگرمی فراهم کنیم اما به اشتباه از شیوه‌هایی استفاده میکنیم که ما را به اهدافمان نمی‌رساند.

1)بی اعتبار کردن احساسات:

بزرگ سالان وقتی احساسات نوجوانان را نادیده می‌گیرند و آن را طرد می‌کنند، کوچک می‌شمارند و مورد تمسخر قرار می‌دهند، نمی توانند با آنها ارتباط برقرار کنند. برخی از شیوه‌های معمول بی‌اعتبار کردن عبارتند از:

  -نصیحت کردن:

وقتی ما تنها به جای گوش دادن و همدلی با نوجوانان فقط به او توصیه ارائه می‌کنیم، نه تنها به وی کمک نمی‌کنیم بلکه بر عکس، فرآیند "حل مسئله" که باید توسط خود او اتفاق بیافتد را کند میکنیم. نوجوان فقط می‌خواهد بدانند کماکان مورد پذیرشند و با مشکلاتشان تنها نیستند.

  -برچسب "غیرقابل قبول" به احساسات:

وقتی بزرگ‌سالی به نوجوان می‌گوید:" مثل یک بچه گریه نکن، قوی باش!" یا "حق نداری عصبانی شوی"،‌در حقیقت دارد به او بر چسب اشتباه یا غیر قابل قبول میزند. در این شرایط با دو پیامد روبرو هستیم. اول اینکه نوجوان احساس می‌کند هیجانات طبیعی او برای ما قابل پذیرش نیست و در نتیجه احساساتش را پنهان خواهد کرد یا به هنگام بروز هیجانات(که در این سن بسیار متغییر و زیاد است) از روبرو شدن با ما اجتناب می‌کند. دوم و بدتر اینکه ، او برای هیجانات خاص احساس شرمندگی و ضعف خواهد کرد و در نتیجه آن‌ها را سرکوب می‌کند، هیجانات سرکوب شده اغلب به شیوه‌های غیرمفید و مخرب بروز خواهند کرد.

  -انکار اهمیت موقعیت:

گاهی با گفتن "شرایط آنقدرها هم بد نیست"، سعی بر کمک به نوجوان داریم، در حالیکه ممکن است نتیجه بر عکس باشد. احساسات نوجوان ممکن است کوچک شمرده شود و یا حتی مشکل نفی شود که این منجر به این می‌شود که در آینده نوجوان کمتر تمایل به بروز احساساتش داشته باشد. متاسفانه بسیاری از بزرگ‌سالان فکر می‌کنند که شیوه پرداخت به این احساسات تغییر ادراک نوجوان است، در حالیکه برای اینکه مسئله را واضح تر ببینند، باید به احساساتشان ابتدا اعتبار بخشید و کمکشان کرد تا آن احساسات خود را پردازش کنند.

2) واکنش بیش از حد

هرگاه که نوجوان کاری بکند یا چیزی بگوید که احساس اضطراب و تردید را در ما بر انگیزد، آن‌ها را به روش‌های گوناگونی نشان می‌دهیم. این فوران بیم و تردید‌های ماست که بیشتر مربوط به نیازهای خودمان است تا نیازهای نوجوان.

نوجوانان به استرس ناخواسته بسیار حساس‌اند و یک بزرگ‌سال با واکنش بیش از حدی که نشان می‌دهد دقیقا همان استرس را منتقل می‌کند. بنابراین نشان دادن واکنش سنجیده و مناسب به نوجوانان، یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی است که بزرگ‌سالان باید داشته باشند و البته آن را بیاموزند.

  -حرف زدن بیش از گوش دادن:

ما دو گوش داریم و یک دهان تا یادمان باشد که باید دو برابر آنچه می‌گوییم،‌گوش دهیم. نوجوانان معمولا حرف‌هایی برای گفتن دارند اما به دلیل نداشتن فرصت، برای گفتن ناکام می‌شوند. گوش دادن با دقت و پرسیدن سوال‌های مفید اغلب اطلاعات مفیدتری می‌دهد تا بخواهید دستور کاری تعریف کنید و روی موضوعاتی که خودتان فکر می‌کنید مهم است تمرکز کنید.

3) ارسال مداوم پیام‌های منفی

اگر شما فکر کنید یا نگران باشید که نوجوانتان، با رفتاری که دارد ممکن است در آینده سرکش، مشکل‌ساز یا غیرقابل اعتماد باشد، بعید نیست در مواجهه با او زبانی به کار برید که چه بسا بازتاب ترس‌ها و فرض‌های خودتان باشد. استفاده از عبارات مثبت به جای عبارات منفی و تمرکز بر پیام‌های مثبت مطلوب به جای پیام‌های منفی ناخواسته، آن‌چه را که نوجوان می‌شنود و بنابراین آن‌چه را که بر آن تمرکز می‌دهد تغییر شکل می‌دهد.  نوجوانان معمولا از شکست‌ها و نقص‌هایشان آگاه‌اند اما کمتر قادرند آنچه را خوب انجام می‌دهند، ببینند. هیچ چیز مثل یک بازخورد مثبت یک بزرگ‌سال، نوجوان را دلگرم نمی‌کند.

4) تطبیق ندادن انتظارات

به عنوان بزرگ‌سال و به ویژه والدین، آسان است که بچه‌ها را کوچک‌تر از آنچه هستند ببینیم. اما نوجوان همینطور که بزرگ‌تر می‌شوند، به فرصت‌هایی نیاز دارند تا مسئولیت و استقلال بیشتری داشته باشند. بزرگ‌سالانی که دائما محدودیت و قوانینی بر نوجوانان تحمیل می‌کنند که از ظرفیت موجود او از نظر جسمی، عاطفی و ... است، می‌توانند وی را ناکام کنند و از خود برانند. با صبر کردن و اندیشیدن پیش از "نه" گفتن به یک تقاضا و آماده بودن برای رسدن به توافق با نوجوان هنگام بحث بر سر محدودیت‌ها و قوانین، عملکرد بهتری خواهیم داشت.

 

** سازنده‌های ارتباط  **

شیوه و راه‌هایی که شما می‌توانید از طریق آن‌ها با نوجوان ارتباط برقرار کنید:

  • ·         بهسخن نوجوان گوش دهید.
  • ·         فرصت‌هایی برای صحبت فراهم کنید
  • ·         درباره چیزهایی صحبت کنید که برای نوجوان اهمیت دارد.
  • ·         با مهربانی و احترام ارتباط برقرار کنید.
  • ·         سوالات کنجکاوانه بپرسید نه مچ‌ گیرانه
  • ·         شما مجبور نیستید وقتی عصبانی هستید یا نوجوان عصبانی است به او واکنش نشان دهید.

بسیاری از متخصصان بر این باورند که عبور از دوران نوجوانی مانند عبور از میدان مین است، بنابراین اول آنکه عبور از آن بسیار مهم است، زیرا در پس آن پیروزی ‌های بزرگی نشسته است. دوم آن‌که عبور از آن نیازمند داشتن آگاهی و مهارت است که باید آموخته شود، سوم آنکه نوجوان هیچ‌گاه به تنهایی توان عبور بی‌دردسر  از این میدان را ندارد و همراهی یک راهنما، در اینجا بزرگ‌سال با او ضروری است حتی اگر خودش این ضرورت را درک نکند.

 لطفا نظرات و سوالات خود را از طریق ارسال نظر یا پنل پیامک با ما در میان بگذارید